توضیحات آزمون سفر قهرمانی

مقدمه

هر انسانی در زندگی خود در موقعیت های مختلفی قرار می گیرد، که می توان آن را مشابه یک سفر در نظر گرفت. سفری که پایانی نداشته و در طول زندگی ما تکرار می شود، سفری که در هر مرحله آن ما مشابه یک قهرمان عمل می کنیم. به عنوان مثال، فرض کنید مشکلی پیش می آید و شما بیمار می شوید و یا رابطه شما با همسرتان به خطر می افتد و یا …. در چند دقیقه نخست مایل نیستید به مشکل نگاه کنید (سایه معصوم)، اما پس از مدتی خوش بینی شما بر می گردد (معصوم) و درگیر بررسی وضعیت می شوید. تجربه بعدی شما احساس ناتوانی و رنج است، اما پس از مدتی از دیگران درخواست کمک و حمایت می کنید (یتیم). شما منابع و امکانات خود را مرتب می کنید و نقشه ای برای رویارویی با مشکل می ریزید (جنگجو). ضمن آن که این نقشه را به اجرا در می آورید، به این نکته توجه نشان می دهید که شما و دیگران به چه کمک های عاطفی نیاز دارید (حامی).

اطلاعات بیش تری به دست می آورید (جستجوگر)، توهم ها و امیدهای نادرست را رها می کنید (نابودگر) و تعهدهای تازه ای برای تغییر به وجود می آورید (عاشق) تا راه حلی بیابید (آفرینشگر). یعنی شما به بحران به شیوه ای پاسخ می دهید که رشد کنید و بیش تر از آنچه بودید، شوید. پس از آن که به این بحران رسیدگی کردید، به این جنبه موضوع می نگرید که آیا در ایجاد این مشکل نقش داشتید (حاکم) و در جهت بهبود و التیام آن بخش از وجودتان اقدام می کنید (جادوگر) تا دوباره چنین مشکلی را نیافرینید. یا شاید فقط آن بخش وجودتان را التیام می بخشید که در نتیجه شرایطی است که شما هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتید، به درد آمده است. چنین فرآیندی این امکان را به شما می دهد که ببینید چه درسی از این وضعیت می توانید بگیرید (فرزانه). این یادگیری، شما را آزاد می کند تا به لذت بردن از زندگی بازگردید (دلقک) و به جریان های زندگی اعتماد کنید (معصوم).

سفر قهرمانی، یک فرآیند درونی است. سفری که طی آن با کهن الگوهایش زندگی می کنیم. مفهومی که حالات درونی ما در شرایط مختلف در زندگی مان را تعریف می کند. و این سفر پایان ندارد …

کهن الگوی معصوم

زمانی که کهن الگوی معصوم در وجود ما فعال می شود، یعنی روزنه ای از امید در شرایط سخت و تیرگی های زندگی در ما به وجود می آید.

در بیشتر مواقع معصوم اولین کهن الگویی است که در سفر قهرمانی با آن روبرو می شویم. این کهن الگو مظهر اعتماد به دیگران و جهان پیرامون ما می باشد. کهن الگوی معصوم به کودکی می ماند، که برای انجام کارهای خود به دیگران احتیاج دارد، و زمانی که با مشکلی روبرو می شود، تلاش خود را افزایش می دهد و سعی می کند توانایی و ایمان بیشتری از خود نشان دهد. در حقیقت معصوم بر این باور است که تلاش ها و کارهای درست او بالاخره به نتایج مثبت خواهند رسید.

 

هدف: ماندن در فضای امن

ترس: طرد شدن

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): انکار مشکل یا درخواست نجات

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): پایبندی، قوه تشخیص

مزایا: اعتماد، خوش بینی و وفاداری

 

یتیم

زمانی که کهن الگوی یتیم در وجود ما فعال می شود، یعنی به این باور هستیم که باید در برابر شرایط احتیاط کنیم.

یتیم به مانند کودکی است که هیچ کس به نیازهایش توجه نمی کند و به او پاسخ نمی دهد. و یا به مانند بزرگسالی است که در دام ضعفهای درونی، وقایع اسفناک، اشخاص ستمگر، یا بیماری های جسمی گرفتار شده است. ما در مرحله یتیم، اغلب بدگمان می شویم و ستم دیدگی خود را توجیه می کنیم و پتانسیل این را داریم تا از اطرافیان خود سوءاستفاده کنیم.

 

هدف: بازیافتن امنیت

ترس: بهره کشی، آزار

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): ناتوانی، آرزوی نجات و تن دادن

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): بررسی درد و سرخوردگی به طور کامل و گشوده بودن برای پذیرش کمک از دیگران

مزایا: همبستگی، همدلی و واقع گرایی

 

جنگجو

زمانی که کهن الگوی جنگجو در وجود ما فعال می شود، این باور در ما تقویت می شود که انسانهای سرسخت سرانجام موفق خواهند شد.

ویژگی های جنگجو، پایداری در برابر مشکلات، توانایی ایجاد و حفظ حد و مرز، شجاعت دنبال کردن اهداف شخصی، استقامت در نبرد و پیگیری آن تا حصول پیروزی است. ما در موقعیت جنگجو، به رقابت و نبرد علاقه داریم. در سمت دیگر، جنگجوی گمراه و تکامل نیافته مانند آتیلای ویرانگر و بی رحم عمل می کند. پیشرفت و رشد جنگجو، زمانی اتفاق می افتد که به شناخت و درک عمیق تری از کسانی که آنها را دشمن می پندارد، برسد. برترین جنگجویان نیز، با مشکلات و ضعف های مخصوص این کهن الگو روبرو بوده و از آنها زیان می بینند. آنها اغلب بی انگیزه و بی احساس اند و به همین دلیل در نشان دادن صمیمیت و آسیب پذیری خود، حتی در قبال نزدیکان شان ضعیف و محدود عمل می کنند.

 

هدف: برنده شدن، پیشبرد راه خود و ایجاد تغییر از طریق تلاش

ترس: ضعف، ناتوانی و بی لیاقتی

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): کشتن، شکست یا تغییر مشکل

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): قاطعیت بسیار بالا، جنگیدن برای آنچه واقعا مهم است

هدیه: شجاعت، انضباط و مهارت

 

حامی

زمانی که کهن الگوی حامی در وجود ما فعال می شود، یعنی این باور در ما وجود دارد که یاری کردن دیگران در شرایط سخت، وظیفه و مسئولیت ما می باشد.

حامی ها اصولا انسان دوست و مهربان هستند و از کمک به دیگران لذت می برند ولی همیشه نسبت به خودشان این گونه نیستند. از آنجا که نزدیکی و علاقه زیادی به فرزندان و آشنایان خود احساس می کنند، احتمال دارد بصورت ناخودآگاه این اشخاص را به خود، وابسته و متکی نگاه دارند. حامی تکامل یافته (مثبت)، با محبت و صفای خود دنیا را پر انگیزه و شاد می کند. در مقابل حامی تکامل نیافته (منفی) دچار نوعی وابستگی دوگانه و افراطی شده و کمک به دیگران را بهانه ای برای فرار و انکار مشکلات فردی خود قرار می دهد. حامی در درون شما همواره فرصت انسان بودن و شرافتمندی راستین را بوجود می آورد.

 

هدف: کمک به دیگران، تاثیرگذاری از طریق عشق و ایثار

ترس: خودخواهی، قدر ناشناسی

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): رسیدگی به مشکل یا آسیب دیدگان از آن مشکل

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): کمک به ناتوان کردن خود یا دیگران

هدیه: همدلی، سخاوتمندی

 

جستجوگر

زمانی که کهن الگوی جستجوگر در وجود ما فعال می شود، یعنی ذهن ما همواره به دنبال گزینه های بهتر بوده و به زبان دیگر همیشه زمین دیگری وجود دارد که چمنش به نظرتان سبزتر می باشد.

موقعیت جستجوگر، در ما توان ماجراجویی، اکتشاف و پاسخ گویی به نیازها و خواسته های منحصر به فرد ما را به وجود می آورد. این کهن الگو از یک سو می خواهد همرنگ جماعت باشد و از یک سو خواستار رسیدگی و پاسخ گویی به نیازهای درونی و فردی خویش است. از طرفی از گام نهادن در راه رشد فردیت می ترسد و از طرف دیگر از پوچی دنبال کردن زندگی ای که به نیاز های درونی و منحصر به فرد او پاسخ نگوید وحشت دارد.

 

هدف: جست و جو برای زندگی یا روشی بهتر

ترس: همرنگ شدن با جماعت، به تله افتادن

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): ترک کردن، فرار کردن، رفتن

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): وفادار بودن به حقیقت ژرف تر یا والاتر

هدیه: استقلال، باندپروازی

 

نابودگر

زمانی که کهن الگوی نابودگر در وجود ما فعال می شود، یعنی توان رها کردن موقعیت فعلی و جلوگیری از زیان بیش از پیش را می یابیم.

نابودگر فردی است که قربانی حوادث و شکست های متعددی شده و خواهان بازسازی مجدد زندگی خویش است. او کسی است که راه و تجربه های جدیدی را در زندگی اش انتخاب می کند. در دنیای مدرن امروز، خیلی ها از کارهای نابودگر وحشت می کنند، ولی بسیاری از روایت های اسطوره ای از زندگی تازه ای که پس از یک مرگ یا شکست پدید می آید صحبت می کنند. اگر با نابودگر وجود خود دوست شویم، ترس از دست دادن آنچه داریم از ما دور می شود و می توانیم به ناشناخته ها اعتماد کنیم.

 

هدف: رشد، دگردیسی

ترس: رکود یا نابودی، مرگ بدون تولد دوباره

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): توسط آن مشکل نابود شدن یا آن را نابود کردن

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): یادگیری رها کردن، تغییر، پذیرش میرایی

هدیه: فروتنی، پذیرش

 

عاشق

زمانی که کهن الگوی عاشق در وجود ما فعال می شود، یعنی به موقعیتی رسیده ایم که پاسخ اصلی و نهایی مشکلات خود را در عشق و دوست داشتن می دانیم.

عشق میان دو انسان رایج ترین داستان کهن الگوی عاشق است. ولی در حقیقت هر کس که به شخص و یا موضوع دیگری عشق بورزد، انسانی عاشق محسوب می شود. افراد عاشق معمولا دارای گیرایی و جاذبه قابل توجهی هستند که از تیپ و شخصیت آنها سرچشمه می گیرد و دیگران را جذب خود می نمایند. نگرانی عاشق، علاقه به تجربه عشق های گوناگون از یک سو و متعهد بودن به یک نفر از سوی دیگر است. عاشق می خواهد وجود خود را با دیگری (دوست، گروه، کار، معنویت) در هم آمیزد ولی چنین عملی خطر گم کردن هویت او را به همراه خواهد داشت. چالش روزمره عاشق حفظ تعهد از سویی و هویت و علایق خود از سوی دیگر است. اگر در ایجاد این تعادل موفق نشود ممکن است خود را در رابطه اش گم کرده و از این بابت اظهار نارضایتی نماید.

 

هدف: حال خوش، یگانگی و هماهنگی

ترس: از دست دادن عشق، قطع ارتباط

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): دوست داشتن آن مشکل

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): پیروی از حال خوش و تعهد نسبت به آنچه دوست دارد

هدیه: تعهد، شور و شوق و وج

 

آفرینشگر

زمانی که کهن الگوی آفرینشگر در وجود ما فعال می شود، یعنی به موقعیتی رسیده ایم که توانایی خلق آن چیزهایی که در ذهن و قوه تخیل مان می گنجد را داریم.

آفرینشگری، یعنی توانایی پدید آوردن آثار ادبی، هنرهای زیبا، موسیقی و یا کارهای هنرمندانه. در حالی که آفرینشگر، یک کار آفرین، مخترع، نو آور و بطور کلی هر فردی است که بصورت روزانه و فعال از قوه تخیل خود در مسیر زندگی شخصی و کاری اش استفاده می کند. آفرینشگر ممکن است آنقدر انعطاف ناپذیر شود که همه چیز و همه کس را وسیله ای برای انجام دادن نقشه های هنری خود قرار داده و این گونه زندگی خود و دیگران را از لحظه های لذت بخش خالی کند.

 

هدف: آفرینش زندگی، کار یا واقعیتی تازه از هر نوع

ترس: غیر اصیل بودن، آفرینش نامناسب و وضعیت قدرت تخیل

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): پذیرش این موضوع که اژدها یا مشکل، بخشی از خویشتن است، بخشی از آنچه که فرد آفریده است و اشتیاق به این که واقعیت دیگری بیافریند

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): آفرینش خویش و پذیرش خویش

هدیه: اعتماد، خلاقیت، هویت و حرفه

 

حاکم

زمانی که کهن الگوی حاکم در وجود ما فعال می شود، یعنی در ذهن ما این باور وجود دارد که باید بر هر چیزی در زندگی خود تسلط داشته باشیم.

کهن الگوی حاکم فرصتی است برای تحت کنترل گرفتن و شکل دادن به زندگی ای که با ارزش های فردی مان مطابقت دارد. این کهن الگو در افراد صاحب اختیار و کسانی که مسئولیت مدیریت سازمان ها و خانواده ها را می پذیرند فعال شده و یا دیده می شود. حاکم باید تصمیم بگیرد که از فرصت های موجود برای سود جویی شخصی استفاده کند یا در راه مصلحت و رفاه عمومی. کهن الگوی حاکم، باعث بوجود آمدن آگاهی در مورد ارتباط میان دنیای درون و بیرون ما می شود. اگر درون مان احساس درستی داشته باشیم، بهتر می توانیم به دنیای بیرون بپردازیم.

 

هدف: قلمروی (زندگی) هماهنگ و مرفه

ترس: اغتشاش، از دست دادن اختیار

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): یافتن کاربردهای مفید آن مشکل

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): به عهده گرفتن مسئولیت کامل زندگی و یافتن راه هایی برای ابراز خویشتن ژرف تر در جهان

هدیه: اقتدار، مسئولیت و توانایی

 

جادوگر

زمانی که کهن الگوی جادوگر در وجود ما فعال می شود، یعنی توانایی تحلیل، برداشت و استنباط از شرایط و تشخیص حقیقت را می یابیم.

کهن الگوی جادوگر با تغییر نگرش و برداشت خود و دیگران، به دنبال دستکاری جهان و آنچه را که به عنوان حقیقت موجود می شناسیم می باشد. انرژی این کهن الگو مانند حاکم، ناشی از هماهنگی وضعیت و باورهای درونیِ او با حقیقت بیرونی است. جادوگر از آگاهی های روزمره و عادی فراتر می رود و شیوه های متفاوت و عمیق تری را برای عملی کردن امور بکار می گیرد. قدرت و حکومت معمولا در دست جادوگر نیست، او اغلب گوشه گیر بوده و فقط بینش و راه حل های تازه و موثر در اختیار حاکم قرار می دهد. او در شکوفایی استعداد های دیگران موثر است و رازهای پیچیده ای که در پشت صحنه، وقایع را شکل می دهند آشکار می نماید. کار اصلی کهن الگوی جادوگر به دست آوردن و عملی کردن خواسته های قلبی از راه تغییر و به اوج رساندن افکار، احساس ها و نگرش ماست.

 

هدف: دگرگونی واقعیت های بدتر به بهتر

ترس: جادوی سیاه به مفهوم دگرگونی در جهت منفی

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): درمان مشکل یا دگرگون کردن آن

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): هماهنگی خویشتن با عالم

هدیه: قدرت شخصی

 

فرزانه

زمانی که کهن الگوی فرزانه در وجود ما فعال می شود، یعنی به این باور می رسیم که دستیابی به حقیقت ما را به مقصد خود خواهد رساند.

کهن الگوهای عاشق و جادوگر خواسته های قلبی مان را نشان می دهند، در حالی که کهن الگوی فرزانه ما را در کنار گذاشتن چیزهایی که به عنوان خواسته به آنها فکر می کنیم یاری می دهد تا حقیقت را همان گونه که هست بیابیم و بپذیریم. شعار کهن الگوی فرزانه این است: “مبارزه با حقیقت، همواره به شکست منجر خواهد شد”. انگیزه اصلی کهن الگوی فرزانه، یافتن حقیقت یا حداقل نزدیک شدن به آن و رفع کنجکاوی و عطش ذهنی اش است. انرژی این کهن الگو فرصتی است برای بدست آوردن دانش و آزادی که با دانستن حقیقت به دست می آید.

 

هدف: حقیقت، ادراک

ترس: فریب، توهم

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): مطالعه کردن، درک کردن یا رفتن به ورای آن مشکل

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): رسیدن به دانش، خرد و روشن بینی

هدیه: شک گرایی، خرد و عدم وابستگی

 

دلقک

زمانی که کهن الگوی دلقک در وجود ما فعال می شود، یعنی به این ذهنیت رسیده ایم که باید از زندگی و آرامشی که ایجاد کرده ایم لذت ببریم.

شخصیت دلقک شامل کمدین ها، دلقک ها، طنز نویس ها، کاریکاتوریست ها و همچنین انسان های شوخ طبعی می شود که شادی و خنده را همه جا با خود می برند. دلقک می خواهد مزه زندگی را بچشد و آن را کاملا تجربه کند. او معمولا راهی برای لذت بردن از کارهای ناخوشایند یا محول کردن آنها به دیگران پیدا می کند. دلقک بیش از سایر کهن الگوها قدر و ارزش زمان حال و لذت بردن از لحظه را می داند. او مهارت خاصی در استفاده از طنز و شوخی برای فرو نشاندن خشم، خجالت زدگی و نزاع از خود نشان می دهد.

 

هدف: تفریح، لذت و سرزندگی

ترس: دلمردگی

روش پاسخ به موقعیت (مشکل): بازی کردن با مشکل یا سر آن گذاشتن

کاری که باید انجام دهد (تکلیف و وظیفه): اعتماد به فرآیند، لذت بردن از سفر به خودی خود

هدیه: نشاط، رهایی و آزادی

یک نظر بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.