هستیا – خدابانوی آتشکده و معابد

در افسانه‌های یونانی، کهن الگوی هستیا نخستین فرزند ریا و کرونوس و خواهر ارشد نسل اول المپ‌ها و خاله و عمه دوشیزه نسل دوم می‌باشد. هستیا اولین کودکی بود که مانند چهار برادر و خواهر دیگرش به محض تولد توسط کرونوس پدرش بلعیده شد و آخرین فرزندی بود که از شکم پدر بیرون آورده شد. بدین ترتیب هستیا بیشترین زمان را در زندان تاریک و خفقان آور پدر گذراند و نیز تنها کودکی بود که مدتی را در آنجا به تنهایی سر کرد. هستیا بزرگترین خواهر زئوس و الهه حاکم بر زندگی خانوادگی و به عبارتی اجاق خانه بود. هستیا نماد آتشکده ، به ویژه آتش شعله ور آتشدانی دایره وار و ناشناخته ترین المپی زمانه خود بود که بنابر باور یونانیان بدون حضور و ورود هستیا هیچ خانه و معبدی تقدس نمی یافت. در واقع آنان وجود هستیا را موجب روحانیت اماکن و فراهم آورنده معرفت، گرما و حرارت زندگی می‌دانستند. نه هستیا و نه همتای رومیش، وستا ، هیچ یک به دست نقاشان و مجسمه سازان در پیکر انسانی ظاهر نشدند، بلکه حضور ایشان در دل آتشین و گرم خانه، معابد و شهرها احساس می‌شد. نماد صوری هستیا ، دایره بود. هستیا هم آن حس روحانیت و تقدس بود و هم آتش مقدسی که فراهم آورنده معرفت، گرما و حرارت برای پختن غذاست.

حضور کهن الگوی هستیا برای تداوم زندگی اساسی است و نیز به عنوان یک کهن الگو حضورش در شخصیت زن بسیار مهم است، زیرا به زن حس کمال و یگانگی می دهد. کهن الگو هستیا ، ظاهرا وجه مشترکی با کهن الگوی آرتمیس پرجنب و جوش و یا کهن الگوی آتنا تیزهوش زره‌پوش ندارد. گرچه این سه خدابانوی در قلمرو توجه و طریق عمل با یکدیگر تفاوت دارند، اما در برخی خصوصیات ناملموس و در عین حال بسیار اساسی و مهم مشترکند. هستیا ، آرتمیس و آتنا دارای وجه یگانگی با خویشتن هستند. هیچ یک قربانی اعمال دیگران نشدند. در هر سه این توانایی هست که بی هیچ پریشانی و آشفتگی به خاطر نیازهای دیگران و یا نیاز خود به دیگران، بر اهداف خویش متمرکز بماند.

هِستیا خدابانوی آتشکده و معنویت است که در جامعه ی اکنون متاسفانه کمتر پیدا می شود ولی اگر باشند متمرکز بر خود هستند و کاری به دیگران ندارند. قضاوت نمی کنند و حوادث را همان گونه که هست قبول می کنند.هستیا دارای خوی درونگرا و تمرکز بر معنویت می باشد. هستیا کهن الگوی درون محور است. او به عنوان یک شخصیت معتدل، شرافتمند، مهربان و سخاوتمند شناخته می شود. مشابه آتنا و آرتمیس، او در مقابل وسوسه های مردانه مقاومت می کند، به همین دلیل به عنوان الهه‌ی باکره دسته بندی می گردد. آگاهی او متمرکز است. برخلاف پرسفون که افراد دیگر را جستجو و مطالبه می کند، هستیا بر روی خود متمرکز است. همچنین متفاوت با آتنا و آرتمیس، هستیا خطر جستجوی جهان خارج و حیات وحش را به جان نمی خرد.

هستیا وقتی کاری انجام می‌دهد غرق در آن می‌شود و با آرامش خاصی آن را به پایان می‌رساند.

هستیا زن رازداری است که می‌تواند سنگ صبور بقیه زنان باشد. در فرهنگ مدرن امروز تیپ هستیا به عنوان یک شخصیت غالب در اکثریت زنان دیده نمی شود. اکثر زنان کهن الگو های غالب دیگری را به همراه دارند. البته هنوز بعضی از زنان اشاراتی را از خصوصیات هستیایی در آرایش خود دارند. زنان دیگر آرزو می کنند تا ویژگی های هستیایی را در خودشان رشد دهند.
زن هستیایی دارای یک حضور درونی و سکوت است. او در روابط خود متمایز از دیگران است. او کاملاً به مالکیت، نتایج و قدرت غیر وابسته است.

او از هرگونه قید و بند به اتفاقات بیرونی رها است.

او یک آرامش به همراه سکوت می طلبد. زن هستیایی به سمت تشریفات و مراسمات معنوی از قبیل مراقبه گرایش دارد. معمولا در بین فامیل کاری به مسائل بقیه ندارد و سرش به کار خودش است.

زن هستیایی بر روی تجارب درونی خود متمرکز است.

او کاملاً در تماس با ارزش های درونی خود است. زندگی برای او معنای خاصی دارد. هستیا به عنوان محافظت کننده اجاق زندگی، وظایف و مسئولیت های خود را در آرامش و با تمرکز به انجام می رساند. او حتی اگر در حال جارو زدن یا رختشویی نیز باشد، باز هم این کار را با کمال تمرکز و مانند یک مراقبه انجام داده و هرگز توجهی به زمان نخواهد داشت. او در بین فعالیت های اورژانسی یک آرامش بدون توجه به زمان را تجربه می کند.

زن هستیایی زن پس زمینه هستند. او مقاومت نمی کند. به نظر بی نام و نشان می نماید، در حالی که وجودش باعث ایجاد آرامش می گردد. معنا یک نکته کلیدی در زندگی تیپ هستیا است. زن هستیایی اهل سخن چینی و شایعه سازی و بحث های روشنفکرانه نیست.
او شنونده‌ی بسیار خوبی است و مهربانی خود را به روش خودش نشان می دهد. مسائل جنسی در درجه اول اهمیت او نیست. اگرچه وقتی اتفاق می افتد لذت می برد.

زن هستیایی متاهل می تواند نقش یک زن سنتی را ایفا نماید. اگرچه یک زن هستیایی واقعی، خود مختاری درونی خود را حفظ کرده و به یک مرد برای بهره مندی عاطفی نیازمند نیست.
زنی که کهن الگوی هستیا بر او غالب است معمولاً مجرد مانده و اصولاً بر خلاف جهت اجتماع خود زندگی می نماید. خانواده یا دوستان متاهلش ممکن است حسرت حس تنهایی او را بخورند.
زن تیپ هستیا دارای یک زندگی غنی درونی است بنابراین با چالش های یک انسان تنها نیز مواجه می شود. – او آرزومند تنهایی است تا فضای مقدسی به منظور تماس با بخش عمیق درونی خود فراهم آورد

یک نظر بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.